Monday, December 29, 2008

 

مسیحی

یه مسیحی می میره و میره اون دنیا... چندین هزار حوری باکره حمله می کنند طرفش... مسیحی با تعجب می پرسی... چرا اومدین سراغ من؟ منکه شهید مسلمون نیستم... حوری ها به یکی از اون شهیدای تیکه تیکه شده اشاره می کنند و می گند: مگه نمی بینی اینها چـجوری می رسند این بالا

Labels:


Sunday, December 14, 2008

 

آگهی استخدام

آگهی استخدام

با توجه به گمراهی جوامع بشری و مفقود شدن یگانه منجی عالم بشریت و همچنین تغییر و بازنگری کلی در برخی از اصول الهی و لزوم انتقال اطلاعات به امت همیشه در پشت صحنه ،بارگاه الهی از طریق آزمون سراسری اقدام به پذیرش پیامبر می نماید! لذا از عموم علاقه مندان که دارای آشنایی به اصول غیبت و ظهور به صورت پیشرفته و آکادمیک می باشند دعوت به عمل می آید در اسرع وقت به یکی از نمایندگی های مجاز خداوند در زمین مراجعه فرمایند. ارائه سفته با امضای ضامن معتبر برای تضمین ظهور بعد از غیبت برای کلیه متقاضیان الزامیست!

Taken from ----> http://balanevis.wordpress.com/2008/12/14/godd/

Labels:


Monday, January 28, 2008

 

سرماي بي سابقه

فتواي جديد مراجع: به دليل سرماي بي سابقه و کمبود گاز ، هر آغوش گرمي حلال است

Friday, January 25, 2008

 

خدایان هندی

دیروز داشتیم با یکی از حوریان بارگاه هفته نامه بهشت را ورق میزدیم خبر جالبی از یکی از خدایان هندی شنیدیم
استغفر خودمان هندوها 330000 تا خدا دارند. سمبل یکی از آنها روم به دیوار اونجای بلند شده بندگان مرد است که اگر در معبد های این خدا بروید به وفور این چیزای بی ادبی را خواهید دید و هندو هایی که این خدا را بر گزیدند در واقع اونجا مردا را میپرستند البته یه وقت به شان نگید چون خیلی بدشان می آید
نام این خدا شیوا بوده و همیشه آبشنگولی می خورده و مست بوده یکروز داشته با رب النوع خود از آن کارای بد میکرده که یه خدای دیگر می آید دم بارگاهش و به کارگزارش می گوید برو خدات صدا کن کارش دارم ولی شیوا از آمدن خودداری میکته چون بد جوری گرفتار بوده و به کارگزارش می گه برو بگو من گرفتارم وآن خدا هم عصبانی می شه و میاد بالا سر شیوا و می بینه که داره چه ... میکنه خلاصه عصباتی میشه و میگه تو چطور جرات کردی به من بگی من کار دارم حالا که اینجور شد منم طلسمت می کنم و کاری میکنم که تمام دنیا اونجات" روم به دیوار" ببینند. شما فکر کردید همه خدایان مثل ما با حیا هستند؟
اصلا برای همین است که ما آب هوای آنجا را بد کردیم و تمام بلاها را بر سرشان فرو آوردیم حالا هی برید خداهای الکی بپرستید

Wednesday, January 23, 2008

 

بشتابید

ما امروز تصمیم گرفتیم که برای وب لاگه مان از حوری های بارگاه کمک بگیریم تا بندگانمان یه وقت خوئمان نکرده فکر نکنند ما آپ تو دیت نیستیم به صاحب بهترین ایده یک تور مجانی بهشت جایزه می دهیم به مدت 1هفته با ترانسفر. عجب خدایه دستو دلبازی هستیم ما. ضمنا ما از گل لاله خیلی خوشمان میادو جلو بارگاه پر از لاله است ولی چون عزرائیل به رنگ قرمز حساسیت داره و حوس می کنه بیشتر کار کنه دستور دادیم همه لاله ها را بکنند و بجایش لاله سیاه بکارند


Tuesday, January 01, 2008

 
دانش آموزان حادثه ديده بر اثر آتش سوزي مدرسه روستاي درودزن مرودشت از توابع شيراز

Saturday, December 29, 2007

 

گفته های خامنه ای

گفته های خامنه ای به شعور مردم؟
انَا وَلیِ کُلِ اُمور وَ مِلّت، پَشمُها

Monday, December 17, 2007

 

سونا

عجب بساطی شده ها! يارو رو فرستاديم جهنم، ديديم به جای اين که عذاب بکشه از گرما و اينا، کلی هم حال کرده. رفتيم پرونده اش رو نگاه کرديم، معلوم شده اون پايين شغلش اين بوده تو سونا خشک ملت رو باد بزنه!!!

 

چهار نفر

چهار نفر بودند.اسمشان اين ها بود:‌ همه کس،يک کسي،هرکسي،هيچ کس

کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند.هرکسي مي توانست اين کار را بکند،‌اما هيچ کس اين کار را نکرد.يک کسي عصباني شد،چرا که اين کار، کار همه کس بود،اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد.سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بدهد

Monday, December 10, 2007

 

اقلیم

دو پسر در گلیمی بخسبند و دو دختر در اقلیمی نگنجند

Sunday, November 25, 2007

 

دانشگاه آزاد

كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟ الف)فلات تبت ب)كوههاي كليمانجارو ج)جزاير گالاپاگوس د)قطب جنوب و حومه

Sunday, November 04, 2007

 

عشق از ديدگاه ديگران



ـ عشق از ديد حاج آقا :
استغفرالله باز از اين حرفهاي بيناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند)

ـ
عشق از ديد دختر .. :
آه ... خداي من يعني ميشه بدون اينكه بابام بفهمه من عاشق بشم .
( جمله ي عاشقانه : ندارد)
عشق از ديد يك رياضيدان :
عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آهعزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)
ـ عشق از ديد بقال سركوچه :
والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)

ـ عشق از ديد اصغركاردي (در زندان) :
مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيملوتي)
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم :
آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتم رو شونه هات ...
( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم)

ـ عشق از ديد مادر بزرگم :
اين حرفهاي بد رونزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيلكرده هم هست ...
(جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاري..)
ـ عشق ازديد ... (خودتون ميفهميد از ديدکي)
عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم رستوران سالي دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)
ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :
عزيزم باور كن حتي يك لحظه بدون تو نميتونم زندگي كنم ، تو واسم همه ي دنيا هستي ...
( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )
ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست :
عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )
ـ عشق از ديد يك راننده :
راديات ( رادياتور) عشق من از برايت جوش آمده ، باور نداري بر آمپرم بنگر (بالهجه ي شوفري بخوانيد)
( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بوبوغ)
ـ عشق از ديد بعضي ها :
آه خدا يعني ميشه بيادخواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بيادخواستگاريم )
ـ به دليل نحسي از نوشتن معذورم ( حتي شمادوست عزيز )
ـ عشق از ديد ارازل و اوباش :
عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره
ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده :
عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب)
عشق از ديد بابام :
آخه پسر عشق واست نونو آب نميشه ... حالا بگو ببينم پدرش چيكارست ؟
( جمله ي عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج كن)
ـ عشق ازديد ماميم :
وا مگه تو امسال كنكور نداري ، عشق واسه بعد ، مگه تو امسال فلان نداري ،عشق واسه بعد
( جمله ي عاشقانه : جملات عاشقانه اي هنوز بيان نشده )

 

ميليون

مرد به سرعت به خانه امد و فرياد زد عزيزم ساکتو ببند .من همين الان 10 ميليون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو براي ساحل ببندم يا کوه . مرد : مهم نيست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو

Saturday, November 03, 2007

 

زن ايراني

امروز سالروز فرستادن «انوشه انصاري» اولين زن ايراني به فضا است، به اميد روزي كه آخرين زن ايراني را هم به فضا بفرستيم!
انجمن مردان خون به جگر

Friday, November 02, 2007

 

قیمت

یادم نیست اینو کی بهم گفته .می گفت خوبی فاخشه بودن اینه که آدم همیشه قیمت خودش رو می دونه .هیچ وقت برای یاد گرفتن دیر نیست

 

قیمت

یادم نیست اینو کی بهم گفته .می گفت خوبی فاخشه بودن اینه که آدم همیشه قیمت خودش رو می دونه .هیچ وقت برای یاد گرفتن دیر نیست .

Thursday, October 25, 2007

 

ادعاي پيامبري

بار 1 تركه ادعاي پيامبري ميكنه بهش ميگن خوب اسم كتابت چيه ميگه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد

 

صندوق صدقات

تركه 100 تومان تو صندوق صدقات مياندازه و سوار ماشينش ميشه و 50 متر بالاتر تصادف ميكنه و ميميره. اون دنيا به خدا ميگه من كه 100 تومان تو صندوق انداختم .پس چرا مردم.خدا ميگه ها 100 تومانيت گوشه نداشت

 

چراغ خواب

داریم ساک هامون رو می بندیم ... بیا بریم دیگه .... خوش می گذره ها
آخه من بیام ... تو جنگل ... تو چادر ... وسط شما .... بگم چند منه
وسط ما که جا نیست بیای ... ولی می تونی رل چراغ خواب رو بازی کنی ....

 

دختر ترشیده

گربمیرد پسری دختری ترشیده شود
گربمیرند پسران کل جهان لیته شود

Saturday, October 20, 2007

 

يه اصفهاني

اگر يه اصفهاني برات 1 اس ام اس داد ، بدون که به يادته ، اگر 2 تا اس ام اس فرستاد بدون که خيلي خاطرت مي خواد ، اگر 3 تا اس ام اس فرستاد ، بدون که موبايل مال خودش نيس

Sunday, October 07, 2007

 

پنج گروه

پسرا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن : ‌گروه اول پسرايي هستند كه دخترا رو بدبخت ميكنن! گروه دوم پسرايي هستند كه اشك دخترا رو در ميارن! گروه سوم پسرايي هستند كه جوون دخترا رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم پسرايي هستند كه كاري ميكنن دخترا روزي 18 بار‌آرزوي مرگ كنن! گروه 5 پسرايي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن

 

شباهت زن با گردباد

شباهت زن با گردباد : جفتشون با هيجان وارد زندگيت ميشن، جفتشون موقه رفتن خونه و ماشين و جوونيتو با خودشون ميبرن

 

خانم مهندس

دو راه براي خانم مهندس شدن هست: ـــ اينقدر درس بخوني تا خانم مهندس شي.. ـ-يه شوهر مهندس پيدا کني

Wednesday, September 12, 2007

 

دعوا با يک لر

بنابر قانون ششم نيوتون اگر با يک لر دعوا کردي و ديدي لر فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بياره

Wednesday, August 29, 2007

 

بنزي

دعاهاي بنزيني: 1-الهي بنزين بگيري.2-بنزين به قبرت بباره. 3التماس بنزين.4-دست به هر چي ميزني بنزين بشه . 5- خدا بنزينت بده ،يک ليتر در دنيا صد ليتر در آخرت ضرب المثل بنزيني:1بنزين ديدي نديدي 2-بنزين زرد برادر گريسه 3-با بنزين بنزين گفتن ماشين روشن نميشه 4-به اندازه بنزينت گاز بده

Monday, August 27, 2007

 

شاهكار ادبيات لري

بخشي از يك شاهكار ادبيات لري:يكي بيد يكي نبيد سه تا درخت بيد كه دو تاش بيد بيد يكيش بيد نبيد اوني كه بيد نبيد وسطه اون دو تا كه بيد بيد بيد

Tuesday, June 12, 2007

 

افضل الاموره

گفت ز سر بپوسمت یا زپا؟گفتا افضل الامور اوسطها...

Wednesday, June 06, 2007

 

پرچم ايران

به يه نفر ميگن پرچم ايران رو توصيف کن ميگه سبزش که مال سيد هاست سفيدش هم مال آخوند هاست قرمزش هم که مال شهيد هاست ميمونه چوبش که نصيب من و شماست

Friday, June 01, 2007

 

تخمی تخمی

هل يتفکرون نحن خلقناکم بيضةٌ بيضا؟آيا گمان می بريد ما شما را تخمی تخمی آفريديم؟

Tuesday, May 22, 2007

 

زن ذليل

قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا

Thursday, May 17, 2007

 

غول چراغ جادو و احمدي نژاد

غول چراغ جادو به احمدي نژاد ميگه بزرگترين آرزوت چيه؟.....احمدي نژاد ميگه:ميخوام خدا رو ببينم....غول چراغ جادو ميگه خدا رو كه نميشه ببيني ...يه آرزويه ديگه بكن...ميگه : دوست دارم روز برم داخل خيابون و يه دختري بياد بهم بگه تو چقدر خشگلي ....غوله ميگه:كوچيكتم بيا بريم همون خدا را نشونت بدم

 

تکذيبيه

عجب بساطی شده است ها! ما که خدا هستيم پروردگار شما، و خيلی هم مهم هستيم و سرمان هم خيلی شلوغ است را مجبور می‌کنيد هر روز بياييم اين جا و از خود تکذيبيه صادر کنيم

به هر حال از همين جا اعلام می‌کنيم ما اين روزها هيچ‌گونه الهامی نکرديم! يعنی درواقع نبود که بکنيم. تازه اگر هم بکنيم هم به خودمان مربوط است و سر و صدايش را در نمی آوريم

از عذاب من بترسيد
ترسيديد؟
بترسيد ديگه

پس نوشت
اين خار مادر با خوار مادر فرق دارد. فرقش هم به خودم مربوط است

 

زير پای مادران

من، که خدا هستم، پروردگار شما! شديداً و قوياً اين مسئله را که بهشت بين ساعت ۱۲ شب تا ۱ بامداد از زير پای مادران به روی شانه‌ی پدران نقل مکان می‌کند، تکذيب می‌کنم. خجالت بکش

 

الهه ی محجوب

رب النوع مان می گفت که دوستش که تا چند قرن پيش خيلی الهه ی محجوبی بوده و حتی زيرابروهايش را هم برنمی داشته، تازگی ها اِکس می ترکاند و فاز می گيرد


های ... خدايی هم اين روزها سخت شده. بايد کلی تلاش کنی که خدای آپ تو ديتی باشی و گرنه رب النوع ها که هيچ، بندگان هم ديگر تحويلت نمی گيرند

Wednesday, May 16, 2007

 

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

بر اساس آخرین گزارشات رسیده ازسازمان جهاني غذا و داروي جهنم:
اصفهاني ها در سال تنها 22 روز رشد ميکنند!!! دهه اول محرم و دوازده روز اول فروردين

Tuesday, October 17, 2006

 
قدرت ديد خانومها: يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگي نميبينن

Saturday, October 14, 2006

 

خدای خيلی دموکرات

چون ما خدای خيلی دموکراتی هستيم، از اين به بعد همه شما عزيزان که در جهنم هستيد
اجازه داد و فرياد و عربده داريد تا بدين طريق از آزادی بيان خود هنگام شکنجه به نحو کامل
استفاده نمائيد

Wednesday, June 07, 2006

 
دعاي دختر مجرد:اللهم عجل في ازدواجنا و تكميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدركا و رشيدا قدا و مالا كثيرا و بيتا مستقلا و سياره البرشيا دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تك دانه و كم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها كامله و كدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمتنا

Thursday, May 11, 2006

 
في عنقك الي يوم القيامه رساله للجميع من يقرا هذه الرساله يعتبر مؤتمن لتوصيلها للجميع امريكا منعت بيع منتجات شركه كورن فلكس داخل الولايات المتحده وذلك لانها تسببت السرطان في المخ وثبت ذلك الدراسه علي عينه كبيره من الاطفال لذلك لابد لهم من بيع منتجاتهم في السوق العربيه الرجاء نشر هذه الرساله في اقرب وقت ممكن دنمارك تريد حرق المصحف الكريم يوم السبت بالساحة الكبرى في كرنبهاجن رد على المقاطعة الاسلامية وحدوا لدعاء لعنهم الله والملاءكة والناس واجمعين وجعلهم عبرة للعالمين في دمتك ترسلها الى 10 اشخاص من اجل رسولنا ونبي قرا ما يلى ولترى ان كان الشيطان قادرا على ايقاف هذا المر. ردد معى اولا سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله محمد رسول الله والله اكبر واللهم صلى وسلم وبارك على نبينا وحبيبنا محمد وعلى اله وصحبه وسلم....اما بعد قم بارسال هذه الرسالة الى كل من مضاف عندك بالماسنجر وبعد بضع ساعات تكون جمعت حسنات كثيرة لانك سبب فى قيام الناس بذكر الله عز وجل استحلفك بالله ان ترسلها الى كل اصدقاءك.

Friday, May 05, 2006

 

واقعاً دم احمد اي نژاد گرم با اين کيک زرد هسته اي. از وقتی به خورد امام رضا داده، ماشالّا
يه عزوله به هم زده که نگو و نپرس. زده رو دست آرنولد از وقتی شده رضا هسته اي

Thursday, May 04, 2006

 

سالروز تولد يگانه منجی عالم مستی، اختر تابناک عيش و نوش، عشق و حال، صفا سيتی، زکريا رازی
بر همه الکلی های جهان مبارک باد

Monday, May 01, 2006

 

فرهنگ اصطلاحات يک زن
برزن :ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني
راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ)
ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها زنجان : سرور ، همان زن اس به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند
نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوعفحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود : 1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند. 2. زني که گوش مردش را مي کشد. 3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.
زنگوله : مرد خرفت ، هر مردي ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند.
زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند ، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است
همزن : بدبخت ، مردي که همزمان چند زن دارد
کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد.
زنبور : ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي
زندان : (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان ، رديف اول کلاس
زندان انفرادي الکترونيک : پشت ميز کامپوتر حاوي ياهو مسنجر

Friday, April 28, 2006

 
تلفن زنگ میزند....
- باشگاه هسته ای بفرمائید.
+- الو من احمدی نژاد هستم
شما؟ بجا نمیارم!
+- بابا رئیس جمهور ایران ، رهبر انقلاب دوم . اولیش رو امام خمینی کرد، دومیش رو من.
میخوام برای ریاست دوره بعدی باشگاه اسم بنویسم.راستی نامزدها رو شورای نگهبان تائید میکنه؟
- - ببخشید اینجا باشگاه هسته ایه ، اشتباه گرفته اید.
+- نه بابا ، آخه ما هم عضو باشگاه شدیم . مگه خبر نداری؟ انرژی هسته ای تولید کردیم
همین حالا هم کیک زرد رو دارند تو دانشگاه امیرکبیر میخورند.
--کجا؟کیک زرد تو دانشگاه !؟ اونجا چرا؟
+- برای تولید بمب هسته ای . دادیم دانشجو ها بخورند تا بمب هسته ای به روش علمی و به میزان انبوه تولید بشه. موادش هم آردو شکر و نخود و لوبیاست. گفتم یه کم پیاز هم توش بریزند که
بوی هسته ایش هم آدمو بکشه .
-- ببخشید اما اینجا باشگاه هسته ایه. اسم شما توش نیست.
+- همینه دیگه . جائی که امامزاده و چاه جمکران نداره بهتر از این نمیشه.حالا من رئیس شدم
براتون درست میکنم
-- امامزاده برا چی؟
+- زکی ، پس ملت کجا گریه کنند؟
-- گریه برای چی؟
+- بابا غم و غصه ها رو باید یه جوری خالی کرد
-- آخه برای چی ملت غم و غصه داشته باشند.
+- ببین ، میتونی از دست ما عصبانی باشی و از این عصبانیت بمیری ولی باید اسم منو برای ریاست بنویسی. من هرجا میرم کلی آدم زیر دست و پام میمیرند.
-- مگه تریلی هستی
+- نه بابا من احمدی نژادم . همون که میگه اسرائیل و غرب رو نابود میکنم جاش چاه جمکران
میذارم
-- آها ، اینو از اول میگفتی . ببین این شماره رو یادداشت کن . اونجا دکترای خوبی داره . درضمن حرفات رو هم برای همون مردمی که باورت دارند بزن.

Thursday, April 27, 2006

 
خواهرها چند نوع داداش دارند؟ 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن 2.داداش خرزور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش
7.
يه داداش هم که وقت و بيوقت تو رختخواب، جنگل، و استخر از همون کار ها انجام بدهند

Sunday, April 23, 2006

 
برای قبولی حاجت در امتحان دعائ زير را بخوانيد
الهي إدرکنی پاسّاً ترمي یالنمرهٌ دهي، و حفظاً من مشروطي، و فلجاً اُستادی، و لغوً امتهاني

Friday, April 21, 2006

 


اينم دو نمونه حوری باکره بهشتی به درخواست مومنان گرامی

 

خوب ديگه...زياد حال و حوصله ندارم. فکر کنم تنها خدايی هستم که کسی قدرش رو نميدونه
به هر حال اين جشن تولد ما هم داستانی داشت. از بس ملت حواسشون پرت کيک زرد (کپک زرد) و
اينجور اراجيف هسته اي بودن که کسی يه ذره آزين بندی هم برا من نکرد...پدر همتون رو در ميارم
اين فاميل های ما که همشون خدايی هستن تو جاهايه مختلف لطف کردن و امدن تولد من تا اينطوری
مشت محکمی بر دهن امريکا زده و ثابت کنن انرژی هسته اي حق مسلم ماست.
اين پسر عمويه ک.....خل من به اسم اهورامزدا هی جيق و داد ميکرد که گفتار نيک، کردار نيک، پندار نيک
تا آخر يهو خفه خون گرفت. اما اين هرا زن عمو زيوس من که گرين کارت يونان دارن هی به مادرم
الهه خانم پز ميداد که پسرش آپولو که خدای عقل هست تو کنکور سراسری دانشگاه آزاد
واحد آتن رتبه اول رو کسب کرده، و از شانس ا من اين مادر ما هی با غذاب به من نگاه ميکرد که ياد بگير
از اين ها گذشته کيک تولد تعريفی نداشت. کيک سيب بود به جای کيک زرد که رضا جون خورد. يهو فهميدم
که باز اين آدم و هوا سيب گاز زدن با بقيه اش رو کيک کردن که من خر بشم. پدر سوخته ها هی تقصير
و ميندازن گردن شيتان. اما عجب جيگری شده اين دختر خاله من ونوس جون. احمق رفته با يه پسر کتله
ريخته رو هم. کوتوله ناکس و تخس يه تير کمون هميشه همراهش داره. نامرد اومد بادکنک تولد من رو با تير
بزنه تا محارتش رو ثابت کنه......جشمتون روز بد نبينه.....هنوز جاش رو باسن من ميسوزه

Friday, April 14, 2006

 
المپيك حوضه علميه قم شروع شد : 1-طناب زني با عمامه 2-پرش از روي حوض با عبا 3-دو صد متر با دمپايي 4-نماز استقامت وضو سرعتي

 
تو در قلب من جا داري . تودر خون من جا داري . رفتم دکتر گفت انگل داري

Thursday, April 13, 2006

 
بسم الله قاسم الجبارین و الغاصبین، مبیر الظالمین مشرک الحارثین
با سلام خدمت همهء ملت اتم دوست ایران، امت اتم خواه ایران و کلا مردم ذاتا اتمی ایران
سخنان شیرین خود را با آیه ای شیرین تر از سوره ی آل اتم آغاز می کنم آنجا که خدا علاقمند به امور هسته ی
می گوی : قل یا ایها البوش و ال آسترا : ولا یطلب فی الحکومت اسلامی بالاغماض الحقوق المسلم الانرژی الاتمی الملت الایران
یعنی بگو به بوش و استرا که نخواهید از حکومت اسلامی که حقوق مسلم اتمی ملت ایران را نادیده بگیرد. این آیه از سوره های خیلی مدنی است، یعنی زمانی که پیامبر اتم خواه به مدینه آمد و در آنجا برای مقابله با کفار و مشرکین انواع تسلیحات را تدارک دید که از جمله همین سلاح اتمی بود که دستور کار آن در قران آمده اما دشمنان چشم بصیرت نداشتند ببینند و دانشمندان ما داشتند و دیدند. در آن زمان هم بلال حبشی گازهگزافلوراید درست می کرد و عثمان قطعات سانتریفوژها را با کمک ابوبکر سوار می کرد. تا بترکد چشم حسود.

 
دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد بازارها خلوت, پولها اضافه ,خيابونها خلوت ,شيطون بيکار ,مخابرات ورشکسته :همه ميرن بهشت

Wednesday, April 12, 2006

 

دفتر رياست محترم جمهوری ايران
موفقيت شما را در زمينه توليد انرژی هسته ای تبريک گفته، از حضور شما خواهشمند
است که ما را جهت خودکفايی تخم و هسته حمايت کنيد. باشد که بتوانيم برای تمام مسلمين
بهشت که مشغول سکس با 70 فرشته هستند يک جفت تخم يدکی تهيه کنيم
ستاد امور تخمی و هسته ای بهشت

 
شب اول قبر
سوالات کنکور
اولين هنري که پس از ديدن چهره آرايش کرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟ الف: مينياتور. ب: صافکاري، بتونه کاري و نقاشي اتومبيل!!!! ج: دوپينگ!!!! د: من به ناموس مردم نگاه نميکنم

Tuesday, April 11, 2006

 

آدم

برام سئواله که حوا به آدم نفهم چی گفته و خرش کرده تا سیب و بخوره حتما گفته اگه نخوری شب پیشت نمیخوابم و نمیذارم بری روی کارم
پی نوشت : خوردنی نیستم ... دیدنی هم نیستم ... تو جیب جا نمیشم ... تو شپزخونه به کار نمیرم... شنیدنی هستم. .. حرف زیاد مییزنم
I am God

 

 
inam dard e dele yeki az bandegan e man
خدايش بيامرزد پدر کلانم را که سالها زيست. از دوره های سقايی (حکومت امير حبيب الله معروف به بچه سقا) و و شاهی (دوره نادر خان و فرزندش ظاهر شاه) قصه ها کرد و سرانجام، در يکی از روزهای عصر تمدن و دموکراسی وفات يافت.
همه قوم و خويش، خورد و بزرگ، صغير و کبير، احمد و محمود، شاه گل و ماه گل برای به خاک سپاری او به خانه ما ريختند.
قرار شد تا يک کميسيون تدارک، برای انسجام به گورسپاری پدرکلانم تشکيل شود.
کميسيون متشکل از کارشناسان کفن، قبر، جنازه، حلوا و ... با عضويت پانزده نفر ايجاد گرديد.
کميسيون به صورت عاجل (فوری) کارش را پشت دروازه های بسته آغاز کرد و قرار شد نتايج کار را پس از غذای شام برای حاضرين اعلام نمايد.
غذای شام آماده شد و پس از صرف غذا، منشی جلسه اجندای (دستور کار) تصويب شده و برنامه کاری کميسيون را برای دو روز آينده، چنين خواند
روز اول:
- ساعت هشت صبح تا دوازده ظهر، انتخاب رنگ و نوع و اندازه پارچه و مقدار کفن.- ساعت دوازده تا يک و نيم، وقفه برای نان (غذا) و نماز.
- يک و نيم الی پنج، بحث درباره نوعيت چوب، اندازه و چگونگی ساختمان تابوت.
روز دوم:
- هشت صبح تا دوازه ظهر، گزارش کاری از فعاليت های روز گذشته، انتخاب گورستان، موقعيت آن، حدود و ثغور گور و تشخيص يک قبرکن ماهر.- ساعت دوازه ظهر تا دو بعد از ظهر، وقفه برای نان چاشت و نماز.- دو بعد از ظهر تا پنج عصر، نوشتن اعلان فوتی، انتخاب رسانه هايی که اعلان فوتی از آن پخش شود و انتخاب آمبولانس.
کميسيون با کمی تاخير، به کار روز اول آغاز نمود. ابتدا مشکلی وجود نداشت؛ اما آهسته آهسته اختلافات کوچک روی برخی مسايل پيش آمد که منجر به سر و صدا شد
يکی از مسايل بحث برانگيز، انتخاب رنگ کفن بود. عده ای با رنگ معمول کفن (سفيد) مخالفت می کردند و می گفتند که اين رنگ، رنگ پرچم طالبان و تروريسم بين المللی است. از اين رو، نبايد رنگ سفيد انتخاب گردد.
به هر صورت، پس از مشاجرات لفظی زياد، يک رنگ بی طرف و نامشخص مانند شيرچايی، گلابی (صورتی)، شکری مايل به سفيد و زرد انتخاب شد.
پس از وقفه نان چاشت، در بحث تابوت و نوع چوب آن، سر و صدا پيش نشد. زيرا فقط چوب مطرح بود که از کدام چوب انتخاب شود. چنين استدلال می شد که اکثر چوب های موجود از کشورهايی وارد می شوند که ميانخ سياسی شان با شرايط فعلی سازگار نيست.
چوب های وارداتی ديگر نيز به دلايلی رد شدند. همه با اين امر توافق کردند که چند درخت حويلی (حياط خانه) ما را اره کنند و از چوب های آن، يک تابوت بسازند.
کار روز دوم کميسيون، طبق اجندا آغاز گرديد. نخست، گزارش مختصری از کارکردهای روز گذشته به کميسيون تدارک ارايه شد و سپس اعضا به مساله انتخاب گورستان پرداختند.
عده ای از اعضای کميسيون موافق بودند تا گورستان شمال شهر به نسبت آب و هوای گوارای آن انتخاب شود. برخی از آنان بر اين باور بودند که چون گورستان ياد شده، در شمال شهر موقعيت دارد و جانب شمال در گذشته از لحاظ جغرافيايی با کشورهای سوسياليستی هم مرز بود، فعلا با در نظر داشت شرايط سياسی موجود، اين انتخاب يک انتخاب مناسب و ديپلماتيک نيست.
گورستان جنوب شهر نيز به نسبت موجوديت آرامگاههای اشخاص و افراد متعددی که در دوران حيات شان به ايدئولژی های مختلف سياسی پيوند داشتند، رد شد.
سرانجام فيصله شد تا ميت در داخل منزل خود ما دفن گردد
هنگام نان چاشت و تفريح فرا رسيد. بعد از ظهر بايد در باره نوشتن اعلان و انتخاب آمبولانس کار صورت می گرفت.
موضوع آمبولانس – به نسبت انتخاب آرامگاه در داخل منزل ما - از آجندا حذف شده بود.
بحث بعد از ظهر کميسيون، به ترتيب (تهيه) و نوشتن اعلان فوتی، اختصاص يافت. اين امر ظاهراً در اول خيلی سطحی به نظر می رسيد و فکر می شد که به صورت سريع ترتيب و نوشته شود؛ اما اين موضوع برخلاف انتظار، به يک بحران تبديل شد.
نوشتن اعلان هرلحظه به يک مشکل عمده برمی خورد. يکی می گفت که بايد کسانی که در دو روز گذشته از خودشان در کميسيون شايستگی نشان داده اند، نام های شان در صدر اعلان نوشته شود.
کسانی طرفدار آمدن نام ها بر اساس قرابت (نزديکی) با ميت بودند. همچنين کسی می گفت که بايد به ترتيب حروف الفبا نوشته شود.
عده ای هم ادعا داشتند که بايد نام ها بر اساس قرعه انتخاب و يادداشت گردد و يا هرکه در بين قوم، صاحب نفوذتر (پرنفوذتر) باشد، نام او پيشتر نوشته شود.
اين که اعلان به کدام زبان نوشته شود، نيز مساله ای بود. اکثريت تاکيد می کردند که در کنار زبانهای رسمی، ملی و محلی به منظور مصلحت های منطقه ای و جهانی، بايد زبانهای خارجی نيز در نظر گرفته شوند و اعلان بايد به زبانهای خارجی نيز ترجمه شود؛ زيرا اين احتمال وجود دارد که در آينده آرامگاه نياز به بازسازی داشته باشد و برای مصارف آن پروپوزل (طرح) هايی به دفاتر خارجی پيشکش گردد و بايد اين موضوع از همين اکنون در نظر گرفته شود
اين همه بحث و گفتگو جلسه را تداوم بخشيد و بدون هيچ نتيجه ای شام فرارسيد. قرار شد کميسيون به صورت فوق العاده برای چند ساعت پس از نان شب به کار خويش ادامه بدهد.
کار جلسه (بعد از شام) آغاز گرديد و ادامه پيدا کرد. جنجال هم باقی بود. به دليل اينکه همه خسته و افسرده شده بودند، ناگهان وضعيت به تيرگی گراييد و همه شروع کردند به دشنام و فحش دادن به يکديگر.
همه عصبانی شده بودند و يک ديگر را کافر، مرتد، وطن فروش، خائن ملی، شرور، جنگسالار، موترشوی، سرک شوی، و ... خطاب می کردند و به تعقيب آن همه جلسه را به رسم اعتراض در همان نيمه های شب ترک کرند و از خانه ما رفتند.
فردای آن شب، بنابر شکايت مردم محل و اداره محيط زيست، افراد شهرداری به خانه ما آمدند و پدرکلانم را برای تدفين از خانه ما بردند.
خدايش بيامرزد...ای کاش می دانستم قبرش کجاست

Monday, April 10, 2006

 
اين خانومه خودش کم بود هر روز منو صدا می کرد، داد می زد کويره کويره، امروز ديدم يه نره خر ديگه ای هم همونو داره داد می زنه و تازه وسطش هم هی مدام می گه آی جوووون، ناز نفست و اين جور چيزای بی ناموسی!از لج شما دو تا هم که شده به ابر نمی گم بباره تا اين قدر داد نزنين و خواسته هاتون رو مثل بقیه مردم آدم وار مطرح کنين!! صد سال سياه می خوام جون نگيرين

Sunday, April 09, 2006

 

قابل توجه اين زهره خانم: من ميدونم عطا رو اينطوری مينويسن....بعضی وقتها غلط موقع تايپ
پيش مياد. با اجازه تو هم نيومدم که بخوام برم ....مرده شوی اين ريخت.....استغفرالخودم
وقتی مردی اينجا زير پل صراط يه چوبی تو آستين تو بکنم تا کيف کنی...

Friday, April 07, 2006

 

اطلاعيه
با توجه به ولادت با سعادت و ميمون اين خدای متعال تمام ادرات بهشتی، جهنمی
و برزخی 2 روز تعطيل ميباشند. از ملت در صحنه خواهشمند است که با برگزاری سفره حاجت
در اين 2 روز شريف مشت محکمی بر دهان استکبر جهانی و حاميان شرق و غرب بزنيد
جهت زدن لگد بر آنجای رهبر انقلاب اسلامی بر امت مسلمان لازم است که در ميدان
آزادی با نوای موزون بابا کرم قر دهند
جهت آسايش و رفاه حال دعا گويان و خايه مالان درگاه ابدی
چاه مسجد جمکران همچنان 24 ساعت باز ميباشد. به علت اين رويداد فرخنده همه کسانی
که بعد از وقت اداری 6 بعد از ظهر روز جمعه در حال جان دادن ميباشند، عزراييل با 2 روز
تاخير به خدمت شما جهت ترانسفر (انتقال) ميرسد

Wednesday, March 22, 2006

 

يه روز از سنگی پرسيدم که چرا از من که خدا هستم نميخواهی که انسان بشی، گفت
هنوز آنقدر سنگ نشدم که آدم بشم. تقديم به دکتر داروساز

Monday, March 20, 2006

 

واقعاً دلم خونه از دست اين بندگان ناخلف با اين دعا کردن هاشون؛ به اين يه نمونه دعا از
جيگری مجرد، زيبا، و 54 ساله به اسم زليخا توجّه کنيد
خدايا، شوهری خوشتيپ، مهربون، و خوش هيکل تو مايه های برد پيتت که 2 سال هم کوچيکتره به من عتا کن
کسی که موبايل نوکيا داشته باشه
بدونه چه جوری حرف بزنه با اون زبون چرب و نرمش
جواب هر سوالی رو داشته باشه، مخصوصاً وقتی که ميپرسم "سايز باسنم چقدره
يه دکتری، وزيری، وکيلی باشه برا خودش
صندلی رو برام بکشه وقتی ميخوام جايی بشينم، يا در و برام باز کنه
و من رو به اندازه ابديت دوست داشته باشه
جواب خدا: جيگر به عکس خودت نگاه بنداز بعد از اين درخواست ها کن

Saturday, March 18, 2006

 

روابط عمومی بارگاه خدای باريتعالا
از طرف خودم و بقيه بر و بچ جهنم، پل صراط، برزخ و بهشت سال نو
خورشيدی تبريک ميگويم. آزادی اکبر گنجی هم بر نوباوگان و گوسفندان جمهوری اسلامی
تبريک و تسليت ميگم

Thursday, March 16, 2006

 















http://nikahang.blogspot.com/
از حالا همه شما بندگان به حضور بلند من پيام ميدين تا ببينين سال جديد چی ميشه. خيالتون
راحت، تا ا مثال محمود صاف کار(احمدي نژاد) هستن غم نخورين....اينم يه هفت سين که تو جهنم چيديم...تقديم
به عاشقان ولايت و رزالت که قول ميدم مردين مستقيم با مترو زمين-جهنم بيايين پيشم
يه قل دو قل بازی کنيم
و خطاب به اين آشفته رب النوع ايالت مريلند که تا 2 شب ميره کلوپ اللّی تللی...جيگر خيالی نيست بابا جان..غم
نخور برا فشار خونت خوب نيست...ماهواره های جاسوسی نشون دادن که اسبق عکس و بهت پس داد
اميدوارم درس عبرتی باشه برات تا با وجود ديگران بازی نکنی وگرنه فرقی بين امثال تو و احمدي نژاد،
هيتلر، خامنه ای، جرج بوش نيست....همه در توهمی هستن که وجود خارجی نداره. اينم بدان جوان
که قانون روزگار هميشه ثابت هست...اينم نصيحتی از خدايی که از همه خداها مهربون تره.
فقط جون عمت با پسری تو ماشين سوتی ميدی، بپا پليس ايرانی نباشه که ديگه نتونی بری
تو وال مارت. زنگ نزدی هم عيب نداره بابا.....خدا بی نيازه
right picture from Mr. kowsar's weblog.......http://nikahang.blogspot.com/

Wednesday, March 15, 2006

 

ای داد و بيداد. اين بندگان ناخلف منم الکلی کردن رفت. ديشب خواب اين فرشته اسبق و اين ابليس
فعلی و ميديدم. حالا چرا خواب جبرييل و نديدم نميدونم. به هر حال ما
خورديدم ديشب. به قول شاعر: شمع و گل و پروانه جمعند
تو بخور می تا ميتوانی

Saturday, March 11, 2006

 

يکی از بنده هام امروز با موتور سيکلت به من سواری داد. عجب حال داد ها. دستور دادم عزراييل
چند تا موتور از هوندا و کاواساکی خريداری کنه

Monday, March 06, 2006

 

امروز دادم يه ايرانی رو تو برزخ دار بزنّد. مرتيکه وقتی که مرده شوری ميکرده، سؤالهای اختصاصی
شب اول قبر رو به تور غير قانونی بين مردگانی که در آزمون شرکت ميکردن تکثير ميکرده
تا حالا آعتراف کرده که با شبکه مافيايی کنکور سراسری در ارتبات بوده

Monday, February 27, 2006

 
گوشه ای از استفتاعات و سوالات بيشمار شرعی در مورد آنفولانزای مرغی:
سام عليک خدا (ص) آيا سقط جنين توسط مُرغها برای ریشه کن کردن آنفولانزا جايز است؟ و يا اينکه حرام ؟توضيحات کامل بده ميخوام بفرستم حوزه علميه قم
ج) بابا جون تو هم ما رو گرفتی؟ تو که خودت توی حوزه درس خوندی باید بدونی که سقط جنین برای علما اشکال ندارد ولی برای عوام حرام است. توضیحات بیشتر را در رساله فاطی قابله مطالعه فرمایید
س.آیا مقاربت خروسی با مرغ همسایه که از روی عمد نبوده و فقط به دلیل زلزله و افتادن خروس از طبقه بالا به طبقه پایین اتفاقی باشد نطفه بسته شده حلالزاده است؟ اگــرخـروسـی بـر اثر آنـفولانـزا از طـبـقه بالای مـرغـداری بـه پـائین بـیافـتد و در حـال جـان دادن بـا مـرغ هـمسـایه پـائینی جـماع کـند که از آن جـوجـه ای حـاصل شـود آیا ایـن جـوجـه را خـوردن حـلال اسـت یـا حــرام ؟ و تکلیف صـاحـب مـرغـداری چـیسـت؟
ج. اگر اون خروس که از بالا به پایین پریده و یکراست زده به هدف خب بهتر است بجای اینکارها برود و در مسابقه تیراندازی و زدن به وسط خال شرکت کندصاحب مرغداری هم باید برود دختر همسایه را صیغه کند و از بالای پشت بام بپرد روی او تا اسلام پیاده شود
اگر در همین (اتفاق) بالا خروس از کاندوم استفاده کرده باشد و زیر سر مرغ قبلا بلند شده باشد آیا خوردن نخم مرغ مکرمه کراهت دارد یا نه؟
ج.راستش این مسئله در توضیح المسائل نیست و لذا مرغ مربوطه میتواند هرکار دلش خواست انجام دهد و نمازش را اعاده کند ولی ترشی نخورد
استفتاء 3 و نیمدستت درد نکند.امیدوارم که فرم کاغذی این فرمایشات هم دردسترس بندگان شما قرار بگیرد چون شما نکرده اگر استکبار جهانی و یا نوکران آن بلائی به سر این عنترنت بیاورند تکلیف ما که ازارشادات شما محروم شده و همه مان از دم جهنمی می شویم چه خواهد شد؟ التماس دعا دارم که حتما برای آن روز مبادا فکری بفرمائید. آیا اصولا آزاد کردن خروس به منظور نطفه دار کردن تخمه بدون جاری کردن صیغه شرعی در جمع مرغان از نظر شما اشکال دارد یا نه؟
ج.به کارش ادامه دهد بهتر است
اگــر مـرغـی قـبل از اذان مـغرب آنـفولانـزا نـداشـته ولـی بـعـد از ادای تـخـم مـرغ آنـفولانـزا ظـاهـر شـود و ایـن شـک پـدید بـیاید که آنـفولانـرا قـبل از اذان وارد شـده یا بـعـد از اذان، نـماز صـاحـب مـرغــداری قـبول است یا نـه؟
ج.اگر کسی مبتلا به آنفولانزای مرغی و جنون گاوی شود باید وصیتنامه اش را فوری بنویسد و رو به قبله بخوابد

 
احکام شرعی آنفولانزای مرغی
مسئله ۲۶۷۸۹۰۴۶۵ ) اگر مرغی مرتبا عطسه کند و آبريزش بينی داشته باشد و همچنين موقع آب خوردن و يا قورت دادن لقمه، گلويش سوزش کند بنا بر احتياط واجب آن مرغ سرما خورده و آنفولانزا گرفته است و لازم است صاحبش لباس گرم بپوشد و قرص سرماخوردگی بخورد
.مسئله ۶۴۷۸۹۰۲۳۴۵ ) اگر مرغ يا خروسی قبل از طلوع فجر آنفولانزا گرفت و جنب شد مستحب است صاحبش به نيابت از آنها به حمام برود و غسل ارتماسی بجا آورد
.مسئله ۷۶۵۴۸۹۳۴) اگر مرغی شک کند که آيا آنفولانزا گرفته يا ديسک کمر نبايد به شکش اعتنا کند و قُدقُدش را بکند
مسئله ۹۸۶۴۸۷۸۳۷۳) اگر تخم گذار (يعنی همان مرغ آنفولانزايی تخم کن) شک کند که موقع تخم کردن رو به قبله بوده يا پشت به قبله بنا بر احتياط واجب تخمش باطل است و بايد اعاده گردد و اگر قادر به آن نيست بر عهده صاحبش است که تخم کند.
مسئله ۹۰۰۰۰۰۱ ) خوردن گوشت مرغی که در دوران آنفولانزايی است جايز نيست مگر به اذن حاکم شرع و دو نفر مجتهد عادل و عاقل. همچنين است طبخ زرشک پلو با مرغ و جوجه سوخاری و قس عليهذا
.مسئله ۷۸۹۶۵۴) قوقولی قوقو کردن خروسی که مرغش مبتلا به آنفولانزا شده حرام است و شنيدن آن صدا اگر باعث رقص شود و يا ترغيب معصيت باشد در حکم غنا است و فعل حرام است
.مسئله ۷۸۹۰۴۵۳) جوجه ای که به حد بلوغ نرسيده نميتواند بدون اذن ولی اش آنفولانزا بگيرد . اگر نعوذبخودم سهوا مرتکب اين معصيت شد بر صاحب مرغ و خروس واجب است که آنها را زير يک پتو برده و دو سه ساعتی بُخور بدهد تا هم خودش سرماخوردگی اش خوب شود و هم مرغ و خروسها به راه راست هدايت شوند
انشاءلله خودم همه شما را به راه راست هدايت کنم

Thursday, February 23, 2006

 
آخرین اخبار توهین به مقدسات
در پی انتشار دوازده کاریکاتور از گاو در یکی از نشریات اروپایی، بیش از یک میلیارد هندو به خیابانها ریختند و با سر دادن شعار « بقره بقره حتی النصر » ضمن اعتراض به انتشار کاریکاتورهای موهن، چندین سفارتخانه کشورهای اروپایی را به آتش کشیدند. هندوها که احساساتشان به شدت جریحه دار شده است با محکوم کردن توهین به مقدسات از کشورهای اروپایی خواستند از همه گاوهای جهان عذرخواهی کرده و عاملان این توطئه صهیونیستی را به دست آنها سپرده تا هرچه سریع تر سنگسار نمایند. سرخپوستان آمریکا نیز که آنان را به غلط ایندیَن یا هندی می نامند در نامه ای به سازمان ملل اعتراض خود را به این عمل شنیع ابراز داشتند. یکی از علمای امت سرخپوست به نام « ایستاده بر گاو » ضمن اشاره به روابط حسنه اجداد سرخپوست خود با گاوهای وحشی موسوم به بوفالو، توهین به مقدسات را در هر شکلی محکوم نمود.

 
داشتن توالت با آفتابه مسی حق مسلم ماست!
حسين خيری فام
چند روز پيش شايعه شده بود ، در يكي از روستاهاي شهرستان زنجان چند نفر دست به تجمع زده و در اين اقدام اعتراضي ، شعارهايي چون \"داشتن توالت با آفتابه مسي حق مسلم ماست!\" و \"داشتن فضولات بسته ای حق مسلم ماست\"، سر داده اند.
وقتي براي اولين بار قضيه را شنيدم كاملا جا خوردم! ولي موقعي كه از زبان چند را جويا شدم اطمينان پيدا كردم كه عنوان شعارها حول و حوش توالت و آفتابه بوده است.
قضيه از چند جهت واقعا جالب بود. اول اين كه اعتراضات با حمله ي اشخاص معلوم الحال كه هميشه به تجمع هاي اعتراضي و انتقادي يورش مي برند، مواجه نشده بود. دوم اين كه علي رغم افشاي حقايق و اسرار سر به مهر به دست چند نفر در طي اين تجمع خود جوش، كسي از جمله مسولان ككشان هم نگزيده بود!
براستي جاي بسي شگفتي و صد البته شكر وجود دارد كه هم مردم به حقوقشان (حقوق شهروندي!) آگاه شده اند و هم سردمداران قدرت، جنبه و طاقت شنيدن حقوق ملت را به دست آورده اند. ولي با اين حال احتمالش مي رود تا چند روز بعد، چند نفر از آنها دستگير شوند و كتكي بخورند!
چرا كه احتمالا طي اين تجمع و اعلام اين شعارهاي مشكوك به نظام توهيني كرده باشند و يا اذهان عمومي را مشوش نموده اند و شايد اين وسط به مقدسات هم توهيني كره باشند، آهان! فهميدم، جرم احتمالي مي تواند نشر افكاري خلاف عفت عمومي باشد! آري همين است.
ولي اگر گير ندهند، چند روز بعد مي توانيم كلي تجمع بگذاريم! اصلا در اولين اقدام صد تا فحش و لعنت و مرگ بر ...، به كساني مي دهيم كه مي گويند در كشور ما آزادي وجود ندارد. بابا مگر نمي بينيد حقوق ملت برسميت شناخته مي شود ، اين خيلي حرف است ، چند نفر متذكر حقوق مسلمشان شده اند ولي گوش مالي هم نشده اند.
با اين وضعيت به همراه چند نفر از دوستان مي خواهيم بعد از اتمام كلاس داد بزنيم:
اي مسول
اي عدالت طلب
اي مهرورز
اي نوازشگر
اي قربانت بروم
اي با جنبه
اي ظرفيت
اي خازن!
داشتن نان سر سفره حق مسلم ماست.
آزادي دين و مذهب حق مسلم ماست.
آزادي انديشه حق مسلم ماست.
امنيت حق مسلم ماست.
آرامش خاطر حق مسلم ماست.
نداشتن زنداني سياسي حق مسلم ماست.
نداشتن تورم بي حد وحساب حق مسلم ماست.
اينترنت بي سانسور حق مسل ماست.(البته قول مي دهيم به سايتهاي غير اخلاقي و مستهجن نرويم ، اگر اجازه بدهيد سايت بي بي سي يا گويا نيوز را ببينم بس است! حتي قول مي دهيم اگر در سايت بي بي سي خانم بي حجاب ديديم، زود چشمانمان را ببنديم و كامپيوتر را خاموش كنيم)
در ضمن انرژي هسته اي هم حق مسلم ماست.

 

طرح نشاط عمومی:
قرارشده طرح نشاط عمومی در شهرهای ايران اجرا شود. از آنجائيکه در اين مدت ۲۶ ساله اخير شادی و نشاط در فرهنگ ما وجود نداشت و به فراموشی سپرده شد اينک بحول قوه الهی و تدبير مقام معظم رهبری ديگه قرار شده نحوه شادی و خنديدن مردم هم سازماندهی و مدون شود.
بهمين منظور اگر قرار باشد ابتکار عمل اينگونه کارها بدست مردم عادی و عوام باشد خدای نکرده کار به لهو لعب کشيده ميشود و از کنترل خارج خواهد شد. لذا قرار شد متولی اين مورد نيز همانند ساير امور بعهده علما و فضلای حوزه های علميه باشند تا طرح شادی و نشاط عمومی بصورت اسلامی اجرا گردد.
همچنين قرار شده طلاب و علمای عزيز در يک دوره فشرده کلاسهای بشگن زنی، سوت زنی(هردو نوع دوانگشتی يا چهار انگشتی) و قر کمر شرکت کنند و مسلط به اين مهارتهای مهم شوند.
طلاب عزيز علما و فضلای معظم!
برشما باد فريضه يادگيری قردادن باسن. سعادت دنيا و آخرت شما در گرو ادای اين فريضه است. نيت هايتان را خالص کنيد و در انظار عمومی بشگن بزنيد. شادی کنيد و ماتحت مبارک را قر دهيد.
شما در معرض قضاوت دشمن هستيد. دشمن منتظر گرفتن نقطه ضعف از شماست و ممکن است در روزنامه هايشان بنويسند: هی! اينا رو ببين! اينا که بلد نيستند کپل شون را بچرخانند چطور ميخوان مملکت را بگردونند؟!
لذا بر شما باد چرخاندن کامل کمر! آنچنان محکم و کامل بچرخانيد که هر کس از دور شما را ببيند خيال کند شما پرگار هستيد و داريد دايره رسم ميکنيد.
اصلا چطور است پرگارها را کنار بگذاريم و شما با فرو کردن يک مداد در ماتحت مبارکتون (بطوريکه نوکش بسمت بيرون باشد) وظيفه ترسيم انواع دواير را بعهده گيريد؟؟ کافی است اندازه شعاع و مختصات کانون دايره را بشما بدهند. فقط يه قر کمر احتياج دارد. موفق باشيد. التماس دعا.

 

والنتاين و عشق نافرجام:والا من با ولنتاین ملنتاین!حال نمیکنم!خیلی هوشنگه( جواد سابق). اگه بنا باشه مناسبتی هم برا من باشه همانا به این خاطره عشق .آهای دختر کوچولو!ایشالا خودم برات یه شوهر پیدا کنم که هر روزتون ولنتاین باشه!هروقت والنتاين که ميشه دلم ميگيره و تموم غصه های عالم ميشينن روی قلبم. چقدر براش کادو خريدم ولی دريغ از يک جو معرفت. گرل فرند سابقم رو ميگم. اولين بار توی يه پارتی مختلط ديدمش. يه لباس بلندی پوشيده بود. موهاشو جمع کرده بود زير يه پارچه سفيد. خيلی خوشگل شده بود. داشت اون جلو برنامه اجرا ميکرد. داشت خطبه های نماز جمعه تهرون رو ميخوند. صداش خيلی نازک بود خيلی شبيه صدای جير جيرک ولی همه کشته مرده قيافه اش بودند.
ما با هم يه خورده اختلاف سنی داشتيم. مثلا چيزی در حدود پنجاه -شصت سال ولی اين دليل نميشه که عشق ما از اول غلط بوده. توی يه عشق اصيل تفاهم اخلاقی مهمتره که ما از اون هم بی بهره بوديم. من يه آدم شوخ، او يه آدم جيغ جيغوی اخمو.
اصلا اهل آداب و معاشرت نبود. صدبار ميگفتم: جنتی جون، عزيز دلم، خوشگل خوشگلا، بيا ما هم مثل بقيه مردم دست هم رو بگيريم بريم بيرون يه آبگوشتی بخوريم يه سينما و پارکی بريم يه عرق سگی بزنيم يه خورده عشق و حال کنيم. اما امان از بيوفايی! دريغ از يه ذره محبت. اصلا همه گرل فرندها همينجوری اند. بخصوص اگه يه خورده خوشگل هم باشند. همينکه ميبينند يه نفر کشته مرده اونا شده ، فوری خودشون رو گم ميکنند و ميزارن طاقچه بالا و هی واسه آدم ناز ميکنن.
يه بار گفتم ميخوام با وانت بارم بيام دنبالت با هم بريم توی يه دشت و صحرا کمی قدم بزنيم يه پيک نيک بزنيم و آتيش روشن کنيم و پوره سيب زمينی درست کنيم. چند سيخ جيگر و قلوه و دنبلان کباب کنيم و کلی صفا کنيم ولی گفت: اِوا خاک عالم، من توی شورای نگهبان با يه نفر ديگه قرار دارم وقت ندارم.
سوای خوشگلی اش چند تا عيب داشت که باعث شد ما با او بهم بزنيم. اول اين بود که اصلا راه نميداد. اونايی که عاشقند ميدونند من چی ميگم. دوم توی مهمانی ها آبروی آدم رو پيش غريبه و آشنا ميبرد. مثلا دماغش رو با آستينش پاک ميکرد. يا مثلا موقع خوردن غذا شلپ شلپ سوپ خوردنش حال همه رو بهم ميزد. صدای آروق زدنش گوش آدم رو کر ميکرد. از همه بدتر اينکه هروقت گرمش ميشد لباساشو درمياورد و با زير پوش رکابی و نازک می نشست جلوی مهمانها.
اين بود که ما ديديم اين گرل فرند بدرد ما نميخوره . بخاطر همين مسائل، رابطه مون بهم خورد ولی هميشه بيادش هستم. اون يه چيز ديگه بود.
ولی برای اينکه فکر نکنه که من از اون مردای دست پا چلفتی ام فوری رفتم يه گرل فرند خيلی خوشگل تر از او پيدا کردم. اين يکی هم جوون تر از اونه و هم خيلی خوشگل تر. شما نميدونيد چه جيگريه. اسمشو نميگم ولی يادداشتهای روزانه اش رو براتون مينويسم.

 
بازديد سرزده از مجتمع هسته ای نطنز:
بر اساس گزارش خبرگزاريها امروز رئيس جمهور محبوب بصورت سرزده از مجتمع هسته ای نطنز بازديد کرد (منبع خبر).
من که نميدونم فلسفه سرزده بازديد کردن از يک مجتمع هسته ای ديگه چه صيغه اي است؟ معمولا بازديدهای سرزده مربوط به جايی است مانند شهرداری يا بانک یا بیمارستان و دادگستری و نظاير آن که ارباب رجوع زيادی دارند و تعلل و کم کاری در ارائه خدمات در آنجا به مردم باعث نارضايتی عمومی ميگردد. معمولا مسولين بدون خبر قبلی از چنين جاهايی بازديد ميکنند و به کارمندان خاطی تذکرات لازم را ميدهند. اما بازديد سرزده از مجتمع نطنز از اون حرفهاست!
- خب. بگو ببينم چيکار داشتی ميکردی قبل از اينکه من بيام؟
- قربان. داشتم غنی سازی ميکردم.
- خب. چی رو غنی ميکردی؟
- همون تحفه نطنز رو.
- بارک الله. دعا برای سلامتی رهبر يادت نره.
- چشم.
------------------------------------------------نفر بعدی:
- خب. تو داشتی چيکار ميکردی؟
- داشتم سانتريفوژها رو روغنکاری ميکردم.
- بارک الله. دعا برای سلامتی رهبر يادت نره
- چشم. حتما.
------------------------------------------------نفر بعدی:
- خب تو بگو ببينم داشتی چيکار ميکردی؟ چرا هول شدی؟ ها؟
- قربان. چيزه... يعنی چيز... يعنی ميخواستيم بريم دستشويی که شما بصورت سرزده وارد شديد.
- خب. اشکالی نداره. حالا برو.
- قربان. ديگه تموم شد!
- پس دفعه ديگه برای سلامتی رهبر دعا کن

 
به نقل ازخبرگزاري آمیتی شاسکول پرس
پذیرایی درهواپیمایی جمهوری اسلامی
با درود به روان پاک بنيانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئيس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپيمای

جمهوری اسلامی ايران خوشامد ميگويم و برايتان سفر خوشی را آرزو ميکنم.برای رعايت نکات ايمنی ، همواره کمربند شلوار خودتان و بغل دستی تان را در تمام مدت پرواز بسته نگه داريد و از کشيدن سيگار و قليان خود داری فرماييد.اگر در هوای داخل کابين اختلالی پيش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پايين می افتد که رويش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسيجی وار آنرا دور سر خود ببنديد و يا حسين گويان از دربهای اضطراری يعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و يک درب در وسط هواپيما به بيرون پرت شويد. توجه داشته باشيد که در همه حال حجاب اسلامی را رعايت کنيد حتی در موقع پرت شدن از هواپيما. برای مواقع اضطراری يک بسته کفن در زير صندلی شما قرارداده شده که آنرا بيرون آورده و بعد از گفتن شهادتين و دعا برای سلامتی رهبر انقلاب بپوشيد. از کليه مسافرين محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسايل الکترونيکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتکه و ماشين حساب اکيدا خودداری کنيد.برايتان سفر آخرت دلپذيری را آرزو ميکنم. ناراحت نباشيد اين شتری است که درب خانه همه ميخوابد. يکی زودتر يکی ديرتر. خوشا به سعادت شما که سوار هواپيمای ما شديد تا شهيد شويد. اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهايتان لازم داشتيد ما نداريم بايد همراه خودتان می آورديد. در طول پرواز، همکارانم از شما پذيرايی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم سينه زنی و نوحه خوانی داريم. تسبيح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقديم خواهد شد.


 

شيرينی فروشی اسلامی:
- آقا ببخشيد يک کيلو از اون شيرينی دانمارکی بديد.
- نداريم
- پس اون چيه؟ توی ويترين رو ميگم. همونجا.
- اونا شيرينی محمديه
- بابا جون من که ميدونم اونا دانمارکيه چرا اذيت ميکنی ؟
- نه خير دانمارکی نداريم. اگه دانمارکی ميخوای برو ناصر خسرو اونجا همه جور جنس ممنوع و غير مجاز پيدا ميشه
- خب پس يک کيلو از همون که گفتی بده
- نداريم!
- عجب بساطيه! از همون کوفت زهر ماری که گفتی يه کيلو بده بريم دنبال کارمون
- نه خير نميشه. اينا واسه خوردن نيست! اينا رو اگه کسی بخوره يا گاز بزنه توهين به پيامبر ميشه. اينا رو بجای مهر نماز توی نماز جمعه استفاده ميکنن. فهميدی؟
- آره.... خب.... پس حالا که اینجوره يک کيلو شيرينی خامنه ای بده
- منظورت نون خامه ايه؟
- آره. نميخوام اونها رو بخورم میخوام بجای کرم صورت ازش استفاده کنم

Wednesday, February 22, 2006

 
در اليگودرز اتفاق افتاد
آيا به اين فکر کرده ايد که در هر هفته دهها نفر از مسلمانان جهان، براي اعتراض به کفار و يا براي نشان دادن عشق شان به اسلام توسط خودشان کشته مي شوند؟ اکثر مقتولين حوادث اخير جهان مسلمانان، و قاتلين آنها هم مسلمانان هستند. مثلا يک روزنامه دانمارکي پنج کاريکاتور در پنج ماه قبل چاپ کرده، در ماه گذشته صدها مسلمان توسط دولت هاي مسلمان و غيور کشته و هزاران نفر زخمي شده اند. جالب است، مسلمانان براي انتقام گرفتن از غرب و آمريکا خودشان را مي کشند. به يک خبر مهم توجه کنيد. در ازدحام مردم اليگودرز که براي ديدن در حرم امام حسين صورت گرفت، يک نفر کشته و سه نفر مجروح شدند. ظاهرا اين در را دارند به عراق منتقل مي کنند و پيش بيني مي شود که تا اين در سرجايش نصب شود ده درصد از جمعيت مسلمين کم شود. به گفتگوي ميان برادري که در راه در حرم شهيد شده است، با يکي از اهل قبور توجه فرمائيد.
اولي: شما چي شد که مرحوم شدي؟
دومي: من بخاطر امام حسين(ع) شهيد شدم.
اولي: ببينم، شما حضرت علي اکبر نيستي؟
دومي: نه، ما قابل اين حرف ها نيستيم.
اولي: شما در کربلا خدمت امام تشريف داشتيد که شهيد شديد؟
دومي: نه روله جان! ما قد اي حرفها نيستيم. ما هزار سال بعد از امام شهيد شديم.
اولي: شما در راه امام حسين فداکاري کرديد؟
دومي: والله، خيلي فداکاري براي امام حسين نکرديم، بخاطر در حرم فداکاري کرديم.
اولي: شما رفته بوديد زيارت امام حسين در اونجا شهيد شديد؟دومي: نه، ما نرفتيم در حرم امام حسين، در حرم امام حسين آمد اليگودرز، ما شهيد شديم.
اولي: پس شما لاي در حرم مونديد که شهيد شديد؟
دومي: نه، کاش اينطور بود، ما صد متر با در حرم فاصله داشتيم که شهيد شديم.

 
با عرض سلام و سپاس بسیار از کلیه دوستانی که در اینمدت با ایمیل و نامه و تلفن و تلگراف و دادو بیداد و نعره و جیغ وفریاد و باقی وسایل ارتباط جمعی از نظرات و پیشنهاداتشان اینجانب خداوند را آگاه نموده و بر من خرده گرفته اند که چرا در تیتر مطلب قبلی از واژه نامانوس وبیخود و مزخرف و چرت بیگانه و غربتی و خارجی استفاده کرده ام بر آن شدم که ذهن ایشان را به تاریخچه ی این لغت معطوف دارم . باشد که در راه پالایش و ویرایش زبان پارسی گامی هر چند ناچیز برداشته باشم. و اما لغت آمیتی در اصل در زبان شیرین پارسی قدیم همان آقا مهدی بوده است که به مرور زمان و بر اثر استعمال مکرر در گویش عامیانه به آقا مهتی سپس آقا میتی و پس از آن به آق میتی ودر سالهای اخیر آمیتی مبدل شده است و از آنجا که حب اهل بیت مخصوصا حضرت غایبش در قلوب تک تک ایرانیان جاری ست به معنای دوستی و محبت بکار برده میشود

 
به نقل ازخبرگزاري آمیتی شاسکول پرس
امام زمان عزیزتر از جان
جان مرغ‌های ما در خطر است. حتی خارجی‌ها می‌گویند که جان خود ما هم دور از جان شما در خطر خواهد بود اگر نتوانیم این مرغ‌ها را به شهادت برسانیم.
به ما گزارش‌هایی رسیده مبنی بر اینکه این بیماری مرغی حتی تا شهر اراک هم رسیده، ولی ما به دستور حاج آقا مصباح باید همه چیز را حاشا کنیم. چون ایشان عقیده دارند که شما خودتان مراقب هستید و به موقعش ما را از الطاف خفیه‌ی الهی بهره‌مند می‌کنید.
ولی راستش را بخواهید من نگران شده‌ام. این نگرانی را حتی در چشم‌های رییس‌جمهور عزیزتان هم می‌بینم. دیگر خنده‌هایش معصومیت سابق را ندارد. دهانش می‌خندند ولی چشمهایش نه.
من این نامه را بدون اطلاع رییس‌جمهور و آقای مصباح می‌نویسم و فردا شب مخفیانه آن را به صندوق پستی شما واقع در حیاط پشتی مسجد جمکران، چاه شهید جمکرانی (شماره ۴۴ سابق) می‌اندازم. (شما را به خدا اگر حرفی به آنها زدید، من را لو ندهید. من زن و بچه دارم.)
آقا و سرور من،
من نگران جان یاران شما شده‌ام. شما کجایید؟ چرا پس جلوی این بیماری لعنتی را نمی‌گیرید؟ آیا تقدیر بر آن است که جان یاران صدیق شما بخاطر چند مرغ هرجایی و بی‌ارزش، این‌گونه مفت مفت فدا شود؟ آیا خواست شما و پروردگار بزرگ بر آن قرار گرفته که جان این امت مومن و خداجوی به این آسانی از کون‌شان در برورد؟
شک کرده‌ام که نکند شما به مرخصی رفته‌اید و به نامه‌هایتان دسترسی ندارید. یا اینکه شاید صندوق پستی‌تان را بخاطر مزاحمت‌های معدوودی «یارنما» عوض کرده‌اید. شاید هم دیگر با آقای مصباح حال نمی‌کنید و نامه‌های او و یارانش را برای سوزانده‌شدن به جهنم فوروارد می‌کنید.
نمی‌دانم. فقط همین را می‌دانم که من برای اولین بار به وجود شما شک کرده‌ام و اگر تا چهل و هشت ساعت دیگر تمام مرغ‌های مملکت عزیزتان را شفا ندهید، مجبورم به تلویزیون بروم و به مردم بگویم که خودشان فکری به حال خود بکنند.
ای صاحب همه‌ی ساعت‌های عالم. جان ما و مرغ‌هایمان در دست شما است.
سگ درگاه شما
کامران باقری لنکرانی
وزیر ناقابل بهداشت و درمان و آموزش عالی

Monday, February 20, 2006

 
بنا به گفته ايسنا، کارشناسان و متخصصان ايراني موفق شدند بر يک مشکل سي ساله کشور غلبه کرده و دستگاه «وزوز گوش» را در ايران بسازند. آگاهان کاربردهاي اين دستگاه مهم را به شرح زير اعلام کردند. اول: استفاده از اين دستگاه در هنگام شنيدن برنامه هاي راديويي يا صداي سخنراني هاي تلويزيوني و مذاکرات مجلس به هموطنان آرامش مي دهد و مانع پيشرفت بحران هاي عصبي و رواني و روحي در آنان مي شود.دوم: مصرف اين دستگاه در هنگام سخنراني هاي شهرستاني رئيس جمهور باعث کاهش آلودگي صوتي شده، براي کاهش آلودگي تصويري نيز، بطور همزمان مي توان از چشم بند يا عينک دودي بسيار تيره استفاده کرد.سوم: اصولا شنوندگان ايراني با استفاده از اين دستگاه موفق مي شوند به سخنراني هاي افرادي مانند حسن عباسي (ديپلمه بيکار)، آيت الله جنتي (توليد کنندگان آلودگي صوتي با ارتفاع بالا و نزديک به گوشخراش) و انواع برادران مداح صدا و سيما استفاده کرده و از اين طريق به سلامت گوش خود اهميت بيشتري بدهند.

Sunday, February 19, 2006

 

چند روز پيش، وزارت اطلاعآت برزخ خبر داد که چند نفر مفسد فی الارض قصد برگزاری فسق
و فجور در شهر شهيد پرور دارن. تصميم گرفتم خودم شخصاً از اينجا به زمين شرفياب بشم
و خدمت همشون برسم....اما چشتون روز بد نبينه، نصف اين شهر پر از جيگر هايی که به صورت
گله ای ميرفتن به کلوپ ها. قديم فکر ميکردم اين پيامبر هايی که ميفرستم از بس درس نميخونن
چوپان ميشن، اما مثل اينکه ناکس ها برای دختر بلند کردن به صورت گله اي به شغل شريف
چوپانی رو آوردن. به هر ترتيب حال کردم از اين آفرينشم...عجب چيز هايی خلق کردم
بر عکس موندم روز خلقت حواسم کجا بود که امثال احمدي نژاد گواهينامه توليد گرفتن

Friday, February 17, 2006

 

آی آی آی. فتبارک الّله و الخودم و الاحسن الوازلين. چه جيگر هايی خلق کردم تو فلوريدا. بعدا ميگم

Wednesday, February 15, 2006

 
حسن عباسي، ديپلمه بيکار و کاشف دکترين قورباغه و موجود علاقمند به هرگونه دخالت نظامي همراه با تجاوز در کليه نقاط جهان، يک حقيقت تاريخي بزرگ را کشف و فاش کرد. وي گفت: «در تخت جمشيد، مردان با لباس هاي پوشيده هستند و رئيس دارند و همه آنها دوهزار و پانصد سال پيش حزب اللهي بوده اند.» آگاهان اطلاع دادند که اين حقايق در تماشاي تصاوير سربازان تخش جمشيد کشف شده است، چرا که:
اول: سربازاني که در تصاوير تخت جمشيد هستند همگي ريش دارند، به همين دليل معلوم مي شود يا از هزارسال قبل از اسلام حزب اللهي بودند يا اجداد فيدل کاسترو بودند که از کوبا به شيراز رفته بودند و از کورش و داريوش حمايت مي کردند. دوم: سربازاني که در تصاوير تخت جمشيد هستند همگي لباس هاي بلند پوشيده اند، در حالي که تصاويري که در يونان و رم و بابل وجود دارد نشان مي دهد که سربازان در اين کشورها يا شورت اسليپ مي پوشيدند يا شلوار لي و پيراهن باس، بنابراين وقتي لباس مردان در ايران باستان تا روي کفششان بوده، معلوم مي شود لباس زنان سه متر دنبالشان راه مي افتاد.سوم: سربازاني که در تخت جمشيد هستند همگي چوب ها يا نيزه هاي بلندي در دست دارند و همگي در حال نگاه کردن به نقطه نامعلومي هستند، به نظر مي رسد شيئي طولاني مذکور( اشتباه برداشت نشود) همان چماق است که از 2500 سال پيش در دست سربازان ايراني بوده و برخلاف نظر باستان شناسان اين افراد سرباز نبودند، بلکه لباس شخصي بودند و اين تصوير هم در هنگامي ساخته شد که اولين لباس شخصي هاي دوران کورش به اولين خوابگاه دانشجويي دوران کورش حمله کردند.

Saturday, January 21, 2006

 

پاپ جان پل


هرچی اين مدت سعی کرديم که پاپ جان پل 2 مسلمون بشه، پاهاش
رو کرده تو يه کفش که نکه نه. تصميم دارم دستور بدم کفش هاش
رو توقيف کنن تا بهانه نداشته باشه

Thursday, January 19, 2006

 

جنگ کازرون و مش قاسم غیاث آبادی

من فکر می کنم این احمدی نژاد خودش خوب است، ولی دوروبری هایش بد هستند.یکی از آگاهان
توضیح داد که احمدی نژاد ربطی به تاریخ و فرهنگ کهن و درخشان ایران ندارد و احتمالا اطلاعاتش
درباره تاریخ ایران به اندازه اطلاعاتش درباره تاریخ عراق و تاریخ جنگ دوم جهانی است و حدس
زده می شود که احمدی نژاد از تاریخ ایران باستان هم فقط می داند که داریوش کبیر سرسلسله غزنویان
بوده و می خواسته با شکست دادن یونانیان از مسلمانان فرانسوی حمایت کند، البته مطمئنم همه چیز را
در مورد قراردادهای وثوق چای و ترکمانچای و گلستانچای می داند. احمدی نژاد
مثل هر ایرانی دیگری که حداقل نیم ساعتی در زندگی توده ای بوده است و مثل هر ایرانی
در یک سنی دائی جان ناپلئون می شود، فعلا در نقش دائی جان ظاهر شده است. اما مشکل ما با
دائی جان ناپلئون نیست، بلکه مشکل ما با مش قاسم است. به نظرم دفعه اول احمدی نژاد وقتی داشت
داستان جنگ کازرون( ببخشید سفر نیویورک) را تعریف می کرد که« یک هو یک نوری آمد و او
را احاطه کرد» ، زریبافان، به عنوان مش قاسم ریاست جمهوری، دیگر ولش نمی کند و اینقدر داستان
دیدن نور را تعریف می کند که خود دائی جان هم باورش می شود. از طرفی یک آدمهای دیگری هم
مثل سعیدلو( سردار مهارت خان) و زاهدی وزیر علوم( پوری فشفشو، تحصیلکرده فرنگ و دارای
تحصیلات عالیه) هم در این داستان دخالت می کنند و ماجرا بیخ پیدا می کند

Thursday, January 12, 2006

 

بدينوسيله درگذشت بابا نوئل که به هنگام قرار دادن هديه در جوراب احمدی نژاد منورالدوله
دار فانی را وداع گفت را به اطلاع ميرساند. هزينه مراسم آن فقيد صرف تحقيق بر باکتری
موجود در جوراب مزکور خواهد گرديد

Wednesday, December 28, 2005

 

شور اين بهشت هم در آمده به خاطر آلودگی بد هوا. چند روز پيش دستور
دادم کمسيون تشکيل بشه تا بفهميم مشگل از کجاست. معلوم شد به علت
اينکه ايرانی اين چند ساله زياد شهيد شده و در نتيجه ساکنان بهشت زياد شدن. اما
از قضا مشگل اصلی اين هست که به علت افزايش بيش از حد اندازه دماغ
ملت شهيد پرور، اکسيژن بيشتری به داخل بدن ميکشه در نتيجه اکسيژن موجود در هوا کم شده

Thursday, December 22, 2005

 

بنده گرامی جناب آقای انشالله مهندس پنجعلی
موفقيت شما را در گذراندن آخرين درس دانشگاه را
به رييس جمهور محبوب، وزير، وزرا، وکيل، وکلا، نمايندگان مجلس شورای اسلامی و
نمايندگان شورای شهری، تمامی ساکنان شهرک آتيساز، رانندگان تاکسی مسير
انقلاب-تجريش، کسبه محترم ميدان انقلاب، کليه کارکنان دانشگاه تهران، آقا صمد
آقای حسّنی، اساتيد محترم گروه، تمامی دانشجويان و فارق التحصيلان، تشکل اسلامی و
غير اسلامی، خواندان محترم علوی، ايرانی، ساسان کوچولو، تبريک، تهنيت و تسليت گفته اميدواريم
شما را به زودی در برزخ ببينيم
من الّله (خودم) توفيق

Thursday, December 15, 2005

 
طرز تهيه همسر: براي تهيه اين عنصر كافي است مقداري اكسيد
اسكناس و نيترات پژو دويست و شش را در سولفات ويلا مخلوط كرده
و دو كاخ طلاي18 عيار به عنوان مهريه و كمي كلريد خواهش (همون التماس) به
عنوان شيربها اضافه شود! پس از تركيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز
متصاعد مي شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب
مي كند! بعضي از دانشمندان و متفكران معتقدند چنانچه مقداري از عصاره ء چرب زباني
به عنوان كاتاليزور استفاده شود ، نتيجه كار بهتر خواهد بود

Monday, December 12, 2005

 


امروز قبض برق فصل گذشته توسط برق منطقه ای بهشت رسيد دم در. يکی
از فرشته ها قبض را به درگاه عظيم الشان ما آورد ديدم ای داد و بيداد خيلی

زياد شده اينبار. يک کميته تحقيق وتفحص درعرض يک ثانيه خلق کردم و بعد از
پيگيری های سختگيرانه معلوم شد تقصير امام زمان نبوده. احمدی نژاد دروغ
ميگه: مثل اينکه يکی از همکاران شيطان نور افکن روشن کرده سمت احمدی نژاد
تا نور ريخت و قيافه ضايع احمدی نژاد رو در تلويزيون نشون نده، بابا فکر ميکنه
امام زمان بوده. امام زمان اون روز سرما خورده بود و تو رختخواب بود


Sunday, December 11, 2005

 
محرمانه
انا لله و انا علیه راجعون
جناب آقای علی خامنه اي شاه ايران
به نام خودم=خدا
بر اساس آخرين نتايج و گزارش های حاصله از باغ وحش جهنم جانور شناسان
دانشگاه آزاد واحد جهنم اعلام کرده اند که يک اورانگوتان با نام مستعار مهروزی
که به خانواده دايناسورهای ما قبل تاريخ با نام علمی - اسلامی احمدی نژاد
تعلق دارد هنگام باز شدن قفس از طريق سوراخ چاه مسجد جمکران فرار نموده است. بنا به
آخرين گزارش واصله توسط سازمان اطلاعات و امنيت جهنم نامبرده آخرين بار در تهران توسط
ماهواره امريکا رديابی شده. خواهشمند است در اسرع وقت او را دستگير و تحويل دهيد

Tuesday, December 06, 2005

 

الان به دربار من خدای باريتعالا فاکس شد که طياره ارتش مقتدر جمهوری اسلامی به
يکی از ساختمان های سازمانی ارگان فوق الزکرعصابت نموده. به عزراييل پيام دادم
که واقعا بره از نيرو هوای ياد بگيره که چطور يه سوت هواپيما کون فيکون ميکند. اين واقعاً
باعث شرمندگی من شد که با اين همه بودجه به اين عزراييل ميدهيم باز نميتونه اينجوری آدم بکشه

Monday, December 05, 2005

 

امروز المپيک اخوند ها در جهنم در 3 رشته برگزار شد....1-پرش با عبا....2- دو با نعلين....3-پرتاب عمامه

Friday, December 02, 2005

 

امروز در دادگاه عدل خداوندی خودم دارم پرونده صهيونيست غاصب اسحاق رابين رو
بر رسی ميکنم. در دور اول دادگاه طرف بيگناه شناخته شد. اما به دليل شکايت مجدد
دادستان برزخ اين پرونده در حال بازنگری مجدد هست. شماری از اين مسلمون های
بی کار نميدونم به چه علت ميخوان تو اينجا هم با بمبی که به خود وصل کرده اند دادگاه
رو منفجر کنند. خاک بر سرتون کنن. اشتباه کردم بهشت راهتان دادم با 70
دوشيزه کلاس بالا. کوفتتون بشه بی پدر ها
واقعاً موندم حق کيه اين دور و زمونه. هيچ کدوم از شما بندگان انصاف ندارين وجدنا
حالا يه مشت جهود امدن فلسطين رو اشغال کردن مشگل هست. اما ترک های عثمانی
مسلمون قسطنطنيه رو اشغال کردن از دست مسيحی ها مشگلی نيست? رو دارين
اول استانبول رو پس بدين، تا من يه سيل بفرستم اسرايل محو شه. و تو ای جوجه فوکولی
احمدی نجاد از اين غلط های زياد نکن. من ميتونم دنيا رو نابود کنم نه تو. يه کارنکن اون
روی سگ من بالا بياد بزنم ... هات بريزه
استغفر الخودم

Thursday, December 01, 2005

 

افرینش زن

من
در روز اول زمین را افریدم و دیدم که چه زیباست
در روز دوم اسمان را افریدم ودیدم که چه زیباست
در روز سوم مرد را افریدم و دیدم که چه زیباست
در روز چهارم زن زن را افریدم و گفتم : اشکال نداره ارایش می کنه خوشگل می شه

Wednesday, November 30, 2005

 

بازگشت پرشکوه يک خدای فيلترشده‌ی خشمگين

يا اَيها الذين فيلترنی وبلاگٌ السابقنا! هل يتفکرون نحن برگةٌ الچغندر؟ اِنّا سرويسنا دهانکم بدجوراً و تَتَپنا فی ماتحتکم دسته بيلاً عظيما.اَنا ربکم و العزرائيل موجود

 
جناب آقای ح ـ دال از تورنتو
متاسفانه دعايی برای جلوگيری از ريزش مو وجود ندارد! شما می‌توانيد شامپوی‌تان را عوض کنيد
جناب آقای عين ـ الف ـ واو از تهران
با عزرائيل صحبت کرديم، قرار شد پرونده‌ی لاريجانی را بررسی ‌کند. البته گفت بعيد می‌داند نوبت رسيدگيش به خرداد سال آينده برسد
مريم کوچولو ۹ ساله از شهرک‌غرب
برف درخواستی ارسال شد. بنده هم اميدوارم مدرسه‌ی شما تعطيل شود
.خانم عين ـ شين از بهارستان
۱ـ حوری‌ها اصولا لباس نمی‌پوشند! به همين خاطر طرح‌های شما به درد ما نمی‌خورد.۲ـ غلمان‌های اين‌جا به اندازه‌ی کافی [...] نگران نباشيد!!! در ضمن شما حيا نداريد؟

 
آهای بندگان، ما خدای آپ تو ديتی هستيم!سفارش داده ايم اين خياطی بارگاه يک شلوار جين راسته ی توپ برای مان بدوزد.موهای مان را هم رب النوع مان گفته ژل بزنيم از اين به بعد و بگذاريم بلند شود تا دمب اسبی شان کنيم. پيش خودمان بماند يک CD ويل اسميت هم گرفته ايم و داريم ليريکس هايش را حفظ می کنيم. ديگر آن دوره که خدايان مثل زئوس رِيش بلند داشتند و رب النوع ها مثل آفروديته دامن های چين دار و فنر دار می پوشيدند گذشته. ديروز که دم برگر کينگ نزديک بارگاه قدم می زديم، متوجه شديم اين روزها بيشتر الهه ها شلوار برمودا می پوشند و زير تی شرت های شان هم چيز ... ( رويمان نمی شود بگوييم چی! بس که ما خدای خجالتی ای هستيم!!!) نمی بندند! تازه رب النوع مان می گفت که دوستش که تا چند قرن پيش خيلی الهه ی محجوبی بوده و حتی زيرابروهايش را هم برنمی داشته، تازگی ها اِکس می ترکاند و فاز می گيرد! های ... خدايی هم اين روزها سخت شده. بايد کلی تلاش کنی که خدای آپ تو ديتی باشی و گرنه رب النوع ها که هيچ، بندگان هم ديگر تحويلت نمی گيرند

 
آهای بندگان! ما که خدا هستيم اراده کرديم برگرديم و دوباره اين‌جا بنویسيم! اين مدت هم که نبوديم، جای شما خالی مدام با يک رب‌النوع از همين آسمان بغلی چت می‌کرديم و سرمان گرم بود حسابی! با اين که تا به حال نديده‌ايمش ولی به گمانمان نيکول کيدمنی باشد برای خودش و از شما چه پنهان از اين آيکون‌های دو نقطه ستاره‌ که برايمان می‌فرستد، دلمان همچين قيلی ويلی می‌رود. ( البته شايد هم غيلی ويلی می‌رود! خيلی مطمئن نيستيم کدامش را می‌رود!) اوخ! اين رب‌النوع‌مان آن‌لاين شد! ما بدويم برويم

This page is powered by Blogger. Isn't yours?